|
بگذار شاعر تو باشم
دستانت حتی وقتی از دلهره ای سرد می شوند باز دوست داشتنی ترین اند ارغوانی ِ من
هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه . . . . . یه راهی رو به من وا کن تو این بیراهه بن بست یه کاری کن برای ما اگه مایی هنوزم هست . . . . به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم من از احساس شک کردن به احساسه تو بیزارم . . . . تو هم شاید شبیه من تو این برزخ گرفتاری تو هم شاید نمی دونی چه احساسی به من داری . . . .
تو روزهای ابری گل های آفتابگردون بلاتکلیفن! . . . مثل همه روزهای من بی تو !
عشق واقعی هیچ وقت نمیمیره..
عشق واقعی هیچ وقت نمیمیره...... تو عاشق نیستی شادی
در میان من وتو فاصله هاست
گاه می اندیشم ، -می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد، - که مرا زندگانی بخشد چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا ، سطر بر جسته ای از زندگی من هستی.
دوست دارم
رفتیو بی تو دلم پر درده پاییزه قلبم ساکتو سرده دل که می گفتم محرمه با من کاشکی می دیدی بی تو چه کرده ای که به شبهام صبحه سفیدی بی تو کویری بی شامم من ای که به رنجم رنگه امیدی بی تو اسیری در دامم من با تو به هرغم سنگ صبورم بی تو شکسته تاج غرورم با تو یه چشمه،چشمه ی روشن بی تو یه جادم که سوتو کورم ای که به شبهام صبحه سفیدی بی تو کویری بی شامم من ای که به رنجم رنگه امیدی بی تو اسیری در دامم من چشمه ی اشکم بی تو سرابه خونه ی عشقم بی تو خراب شادیه بی تومثل حبابه سایه آهه نقشه بر آب
تنها شدم عاشقم کردیو رفتی گفتی بریدی گفتی سردیو رفتی می دونستی دلم پیش چشمات اسیره می دونستی بری دل کوچیکم می میره اما رفتیو نموندی دیدی که ساعت میگه دیگه نمیای چشماتم می گه دیگه منو نمیخوای وای اگه نباشی میمیرم بی تو میدونی |
About![]()
Home
| |||||||||||||